جبابرهفرهنگ انتشارات معین(جَ ب ر یا رَ) [ ع . جبارة ] (ص . اِ.) جِ جبار. 1 - گردنکشان . 2 - شجاعان ، دلاوران . 3 - پادشاهان مستبد.
بابرهلغتنامه دهخدابابره . [ ب ِ رِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان هرزندات بخش زنوز شهرستان مرند 20هزارگزی شمال مرند و 5 هزارگزی شوسه و خط آهن جلفا - مرند. جلگه و سردسیر. سکنه ٔ آن 651 ت