جبلاهنگلغتنامه دهخداجبلاهنگ . [ ج َ هََ ] (اِ) تخم خاری است زردرنگ شبیه به شیوران و بترکی صفرااودی گویند و مسهل و مقی ٔ میباشد خالی از سمّیتی نخواهد بود و اعراب آن را نیز معرب کرده
بالاهنگلغتنامه دهخدابالاهنگ . [ هََ ] (نف ) کشنده ٔ بالا. جنیبت کش . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). پالاهنگ . پالهنگ . || (اِ) دوالی که بر لگام اسب بندند تا در روز جنگ دست خصم بدان
باهنلغتنامه دهخداباهن . [ هَِ ] (اِ) ثلث پرتن در اصطلاح هندیان : وکل پرتن [ یحوی ] علی ثلثة باهن و کل باهن علی ثلثة کن و کل کن ... (از ماللهند بیرونی ص 202).