جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن الایهم . جبلة الغسانی آخرین تن از پادشاهان غسانی است . وی قسمتی از عمر خود را در جاهلیت گذراند و پس از ظهور اسلام در زمان خلیفه
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن سالم بن عبدالعزیز. وی مولی و کاتب هشام بن عبدالملک (متوفی 125 هَ . ق .) و یکی از مترجمان و نقله ٔکتب از فارسی به عربی است . او
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن سحیم . محدث است . (از منتهی الارب ). وی مکنی به ابی سویره و شیخ است ثوری را. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به تاریخ الخلفاء ص 135 شو
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن سعدبن الاسودبن سلمةبن حجربن وهب بن ربیعةبن معاویة الاکرمین . ابن شاهین و ابوموسی و ابن فتحون او را آورده اند. (از الاصابة فی تم
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن سلیمان . از سعیدبن جبیر روایت کند و ابن معین او را ثقه نمیداند. علی بن سهر و مروان بن معاویة و خلادبن یحیی و احمدبن یونس از او
بلجةلغتنامه دهخدابلجة. [ ب َ ج َ ] (ع اِ) اِست و دبر، و آن افصح از بلحة بحاء مهمل است . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). || به معانی بُلجة است . رجوع به بُلجة شود.
بلجةلغتنامه دهخدابلجة. [ ب ُ ج َ] (ع اِ) سپیده ٔ صبح . (منتهی الارب ). انتهای شب هنگام آشکار شدن فجر، گویند: رأیت بلجة الصبح ؛ یعنی روشنی صبح را دیدم . (از اقرب الموارد). || گش
وبلةلغتنامه دهخداوبلة. [ وَ ب َ ل َ ] (ع اِمص ) گرانی و ناگواریدگی طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
وبلةلغتنامه دهخداوبلة. [ وَ ل َ ] (ع اِمص ) خواهانی نر. (منتهی الارب ). گویند: بالشاة وبلة؛ ای شهوة الفحل . (منتهی الارب ).
بلوةلغتنامه دهخدابلوة.[ ب ِ وَ ] (ع اِ) آزمایش . (منتهی الارب ). امتحان و اختبار. (اقرب الموارد). || سختی . (منتهی الارب ). مصیبت . (اقرب الموارد). دریافت چیزی و کشف آن .(منتهی
بهرۀ مؤثرeffective gainواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف بین آستانههای شنوایی فرد قبل و بعد از جایگذاری سمعک که برحسب دسیبل سنجیده میشود متـ . بهرۀ کارکردی functional gain, FG
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible