جیملغتنامه دهخداجیم . (ع ص ، اِ) شتر سخت آرزومند ضراب . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). اشتر تیزشهوة. (مهذب الاسماء). || دیبا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد
جویملغتنامه دهخداجویم . [ ج ُ وَ ] (اِخ ) شهری است بفارس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شهرکی است خرم و بانعمت [ بناحیت پارس ] و از شیراز است . (حدود العالم ).
کجیملغتنامه دهخداکجیم . [ک َ ] (اِ) قژاگند. کژاغند. کژیم . کجین . (آنندراج ). برگستوان را گویند و آن پوششی باشد که در روز جنگ پوشند و بر اسب نیز پوشانند. (برهان ). جامه ای است ک
دفترکل توزیعیdistributed ledger, shared ledgerواژههای مصوب فرهنگستانپایگاه دادهای که در مکانها، کشورها، یا مؤسسات مختلف توزیع شده است و در آن دادهها یکی پس از دیگری در دفتری کل بهطور پیوسته و مرتبط به یکدیگر ذخیره میشوند ا