جیانلغتنامه دهخداجیان . [ ج َی ْ یا ] (اِخ ) شهری است به اندلس . از آن شهراست ابن مالک و ابوحیان اندلسی که از ائمه ٔ عربیت اند. (منتهی الارب ). میان آن و قرطبه پنجاه میل است . ر
جویانلغتنامه دهخداجویان . (نف ، ق ) جوینده . (آنندراج ) : باز یارب چونم از هجران دوست باز چون گم گشته ام جویان دوست . فرخی .فانی اشد شوقاً الیک ، بهشت ما ترا جویانست . (قصص الانب
چکیانگلغتنامه دهخداچکیانگ . [ چ ِ ] (اِخ ) نام ایالتی در کشور چین که بیش از 25 میلیون تن سکنه دارد. مرکز این ایالت شهر «هانگ چیو» است .