آسیب سیاهیسفتیخشکیdark firm dry defect, DFD 1واژههای مصوب فرهنگستانحالت نامطلوبی که در آن گوشت با اسیدی شدن بافتها ظاهری تیره پیدا میکند و سفت میشود
پروازنگار رقمیdigital flight data recorder, DFDRواژههای مصوب فرهنگستانپروازنگاری که بهصورت رقمی کار میکند متـ . جعبۀ سیاه رقمی
تولید بسامد تفاضلیdifference frequency generation, DFGواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی غیرخطی در نورشناسی که در آن بسامد نور تولیدی برابر است با اختلاف بسامد دو چشمة نور اولیه
جیبلغتنامه دهخداجیب . [ ج َ ] (ع مص ) گریبان کردن پیراهن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بریدن . قطع کردن . (اقرب الموارد): جاب البلاد؛ قطعها.
جیبلغتنامه دهخداجیب . [ ج َ ] (ع اِ) گریبان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ج ، جیوب . (منتهی الارب ): و أدخل یدک فی جیبک تخرج بیضا
کیبلغتنامه دهخداکیب . (اِ) از راستی به کژی شدن یا فریفتن به عشق . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 28). رجوع به کیبیدن شود. || پیچ و پیچیدگی . || خمیدگی . || (ص ) مختلط و درهم . (ناظم ا
کیبلغتنامه دهخداکیب . (ع اِ) نوعی از حصیر کوچک و ستبر. ج ، کیاب ، اکیاب . گفته شده است که این کلمه ریشه ٔ پارسی دارد ولی من در این زبان آن را نیافته ام . (از دزی ج 2 ص 503).
کیبولغتنامه دهخداکیبو. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) مرغی است بزرگ ، و آن را دینار هم می گویند، و بعضی گویند مرغکی است کوچک و رنگهای مختلف دارد و آشیانی سازد که گویی از ریسمان بافته اند و
وجیبلغتنامه دهخداوجیب . [ وَ ] (ع مص ) وجب . وَجَبان ؛ طپیدن دل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ) (المصادر زوزنی ).
ویبلغتنامه دهخداویب . [ وَ ] (ع اِ) وای .کلمه ٔ تحقیر است یا کلمه ٔ وعید مثل ویل ، و یقال : ویبک «بالنصب » و ویب لک و ویب لزید «بالرفع» و ویباً له و ویب غیره «بالجر» و ویب زید