جزبلغتنامه دهخداجزب . [ ج ِ ] (ع اِ) بهره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بهره و نصیب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بهره و لغتی است در جِزْم . ج ، اَجْزاب . (از متن اللغة).
جزبلغتنامه دهخداجزب . [ ج ُ ] (ع اِ) بندگان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). یقال : له جزب کثیر؛ ای عبید. و این کلمه اسم جمع است
کزبلغتنامه دهخداکزب . [ ک ُ ] (ع اِ) کنجاره ٔ روغن . (منتهی الارب ). کنجاره ٔ روغن و تفاله ٔ میوه ها که عصیر آنها را گرفته باشند. (ناظم الاطباء). کسب و آن تفاله ٔ روغن است . (ا
کزبلغتنامه دهخداکزب . [ ک َ زَ ] (ع مص ) خردی استخوانهای پشت پای و درهم کشیدگی آن و آن عیب است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
کوزبلغتنامه دهخداکوزب . [ ک َ زَ ] (ع ص ) بخیل تنگ خوی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بخیل بد خوی و کج خلق . (ناظم الاطباء).
گزبولغتنامه دهخداگزبو. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس ، واقع در 37 هزارگزی خاور فردوس ، سر راه مالرو عمومی تیغاب به فردوس . هوای آن معتدل و دارا
زبلغتنامه دهخدازب . [ زَ ] (ص ) راست و مستقیم . (ناظم الاطباء). راست و درست . (فرهنگ شعوری ج 2 ص 28) : چشم گردان سوی راست و سوی چپ زانکه نبود بخت نامه راست زب .مولوی .