جزیتلغتنامه دهخداجزیت . [ ج ِزْ ی َ ] (معرب ، اِ) جزیه . معرب گزیت است . گزید. و جزیت گزیت است معرب کرده . (مجمل التواریخ ). و رجوع به جزیه و گزیت شود: و سیم کافی ناصح که خراج و
گزیتلغتنامه دهخداگزیت . [ گ َ / گ ِ ی َ / گ َ ] (اِ) (معرب آن جزیه است ) از لغت های آرامی است که دیرگاهی است در زبان فارسی درآمده . (هرمزدنامه ص 14، فاب 1 ص 224) (حاشیه ٔ برهان
زیتلغتنامه دهخدازیت . [ زَ ] (ع مص ) روغن زیت در طعام کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || کسی را روغن زیت دادن .
زیتلغتنامه دهخدازیت . (اِخ ) دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره ٔ شهرستان ایلام واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).