جزیةلغتنامه دهخداجزیة. [ ج ِزْ ی َ ] (معرب ، اِ) خراج زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء). || آنچه از ذمی گیرند. (منتهی الارب ) (از متن اللغ
زیجةلغتنامه دهخدازیجة. [ ی َ ج َ ] (ع اِ) ج ِ زیج . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به زیج شود.
حوزیةلغتنامه دهخداحوزیة. [ زی ی َ ] (ع اِ) ناقه ٔ گوشه گیر از شتران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ناقه ای که قوت رفتن در وی مجتمع باشد یا سرشتی دارد که در آن سرش
خوزیةلغتنامه دهخداخوزیة. [ زی ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به خوز: جد محمدبن عبداﷲ میمون خوزیة بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). || تأنیث خوزی است . (یادداشت مؤلف ).
لوزیةلغتنامه دهخدالوزیة. [ ل َ زی ی َ ] (اِخ ) نام محله ای است در جانب شرقی بغداد. و نسبت بدان لوزی باشد.
زوزیةلغتنامه دهخدازوزیة. [ زُ وَ ی َ ] (ع ص ) (از «زوی و») دیگ بزرگ که یک شتر گوشت پزد.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به زوازیة شود.