جشوءلغتنامه دهخداجشوء. [ ج ُ ] (ع مص ) برآمدن جان از اندوه یا ترس . || شوریدن دل و آماده ٔ قی کردن . شدن . (اقرب الموارد). || تاریک گردیدن شب . (منتهی الارب ). || بیرون آمدن مرد
کش ءلغتنامه دهخداکش ء. [ ک َش ْءْ ] (ع مص ) خوردن خیار و مانندآنرا. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). خوردن چیزی را چون خیار و مانند آن . (از اقرب الموارد). || بریان کردن گوشت ر
شوءلغتنامه دهخداشوء. [ ش َوْءْ ] (ع مص ) پیشی گرفتن بر کسی . (منتهی الارب ). پیشی گرفتن . مقلوب شأی معتل اللام است . (از اقرب الموارد). || اندوهناک کردن کسی را. || در شگفت آور
شواءدیکشنری عربی به فارسیبرياني , کباب , بريان کردن , کباب کردن , بريان , سرخ کردن (روي اتش) , سوختن , داد وبيداد , برشته شدن , برشتن
کشوثاءلغتنامه دهخداکشوثاء. [ ک َ ] (اِ) کشوث . کشوثا. رجوع به کشوث شود. || نام معجونی طبی . (بحر الجواهر).