جلواءلغتنامه دهخداجلواء. [ ج َل ْ ] (ع ص ) مؤنث اجلی . زنی که پیش سر او عاری از مو باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به اجلی شود. || جبهة جلواء؛ پیشانی فر
لجاءلغتنامه دهخدالجاء. [ ل َ ج َءْ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). نام موضعی مرتفع به سوریه درسنجاق حوران واقع در شمال غربی جبل حوران . به مشرق آن وادی لوده و به مغرب وادی
خودبهنجارسازself-normalizerواژههای مصوب فرهنگستانزیرگروه H از یک گروه G که با بهنجارساز خود برابر است متـ . خودنرمالساز
خودمرکزیسازself-centralizerواژههای مصوب فرهنگستانزیرگروه H از یک گروه G که با مرکزیساز خود برابر است
بهنجارسازnormalizerواژههای مصوب فرهنگستانبرای زیرمجموعهای مفروض مانند H از یک گروه، زیرگروه متشکل از همۀ عنصرهایی مانند g از گروه که g-1Hg=H متـ . نرمالساز
قالندواژهنامه آزادقا لند بر گرفته شده از دو کلمه قال در زبان لری به معنی(فریاد) و لند که مخفف کلمه (بلند) می باشد که میشود(قال بلند) که بر اثر گذشت زمان و کوتاه شدن و مخفف شدن وا