جوالیقیلغتنامه دهخداجوالیقی . [ ج َ ] (اِخ ) موهوب بن ابی طاهر احمدبن محمدبن خضر، مکنی به ابومنصور و مشهور به جوالیقی . از دانشمندان و لغویان بزرگ است . وی علوم خود را از شیخ ابوزک
جوالیقیلغتنامه دهخداجوالیقی . [ج َ ] (اِخ ) هشام بن سالم ، مکنی به ابوالحکم . از موالی کوفه و اصلاً از اسرای جوزجانان بوده و در جزو اصحاب امام جعفر صادق (83-148 هَ . ق .) و امام مو
جوالیقیةلغتنامه دهخداجوالیقیة. [ ج َ قی ی َ ] (اِخ ) از فرق مشبهه ٔ شیعه ٔ اصحاب هشام بن سالم جوالیقی . (مفاتیح العلوم ص 20) (خاندان نوبختی ص 254). رجوع به جوالیقی شود.
حسن جوالیقیلغتنامه دهخداحسن جوالیقی . [ ح َ س َ ن ِ ج َ ](اِخ ) زاویه ٔ قلندران قاهره را او ساخت و نزد کتبغافرمانروای مصر مقرب بود و در دمشق به بیماری استسقادر سال 722 هَ . ق . درگذشت
حق الیقینلغتنامه دهخداحق الیقین . [ ح َق ْ قُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) یکی از مراتب ثلاثه ٔ یقین ، یعنی علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین . خالص و واضح یقین . حضور. و صاحب کشاف اصطلاح
عین الیقینلغتنامه دهخداعین الیقین . [ ع َ نُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) یکی از مراتب ثلاثه ٔ یقین (علم الیقین ، عین الیقین ، حق الیقین ) است . (یادداشت مرحوم دهخدا). کیفیت وماهیت چیزی را ب
عین الیقینفرهنگ انتشارات معین(عَ نُ لْ یَ قِ) [ ع . ] (اِمر.) 1 - پی بردن به ماهیت چیزی یا دیدن آن چیز. 2 - نزد اهل تصوف مرحلة دوم از یقین که صرفاً به سبب خلوص باطن سالک بسیاری از اسرار بر