4 مدخل
جوزقند. [ ج َ / جُو ق َ ] (اِ مرکب ) رجوع به جوزاکند و جوزغند شود.
فیروزقند. [ ق َ ] (اِخ ) فیروزکنده . رجوع به فیروزکنده شود.
میوه خشک شده مانند کشته زردآلو که در داخل آن قند قرار داده اند
جوزآغند،زرد آلوی خشک داخل آن گردو یا خاکه قند