جوزةلغتنامه دهخداجوزة. [ ج َ زَ] (ع اِ) واحد جوز. (مهذب الاسماء). یکی جوز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یک گردو. رجوع به جوز شود.- جوزه ٔ مطلقه ؛ واحد وزن معادل نه درخمی و نز
جزةلغتنامه دهخداجزة. [ ج َزْ زَ ] (اِخ ) نام زمینی است که از آن دجال خروج کند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). چنانکه صاغانی گوید: بنابر روایت نام زمینی است که دجال از آن خروج ک
جزةلغتنامه دهخداجزة. [ ج َزْ زَ ] (اِخ ) نام ناحیه ای است به خراسان که اسدبن عبداﷲ را با خاقان در آن ناحیه وقعه ای است . و این کلمه فارسی معرب است . (از معجم البلدان ) (از تاج
جزةلغتنامه دهخداجزة. [ ج َزْ زَ ] (ع مص ) فریز کردن موی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ). جَزّ. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). جِزَّة. (تاج العروس ). رجوع به ج
جزةلغتنامه دهخداجزة. [ ج ِزْ زَ ] (ع اِ) پشم بریده ٔ میش که به پشم دیگر مخلوط نباشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پشم بریده ٔ میش یا قوچ که به پشم دیگر مخلوط نباشد. (از تاج ا
کزةلغتنامه دهخداکزة. [ ک َ ز زَ ] (ع ص )مؤنث کَزّ. (از اقرب الموارد). رجوع به کز شود. || مرة. (اقرب الموارد). || قوس کزة؛ که در چوب آن خشکی باشد از انعطاف . (از اقرب الموارد).
بپیچگویش کرمانشاهکلهری: bepe:č گورانی: bepe:č سنجابی: bepe:č کولیایی: bepe:č زنگنهای: bepe:č جلالوندی: bepe:č زولهای: bepe:č کاکاوندی: bepe:č هوزمانوندی: bepe:č
چروکگویش کرمانشاهکلهری: čeruz/ lu:č گورانی: čeruz/ lu:č سنجابی: čeruz/ lu:č کولیایی: čeruz/ lu:č زنگنهای: čeruz/ lu:č جلالوندی: čeruz/ lu:č زولهای: čeruz/ lu:č کاکاوندی: čeruz
قوچگویش کرمانشاهکلهری: qu:č گورانی: qu:č سنجابی: qu:č کولیایی: qu:č زنگنهای: qu:č جلالوندی: qu:č زولهای: qu:č کاکاوندی: qu:č هوزمانوندی: qu:č
شناسۀ باندrunway designatorواژههای مصوب فرهنگستانترکیبی از شمارهجهت و حروف L و R و C که علاوه بر جهت باند، چپ یا راست یا وسط بودن باند را هم مشخص میکند