جوشنلغتنامه دهخداجوشن . [ ج َ ش َ ] (اِخ ) (ذوالَ ...) نام صحابی است پدر شمر و او در عرب اول کسی است که جوشن پوشیده بود یا آنکه او را کسری جوشن داده بود یا آنکه سینه اش برآمدگی
جوشنلغتنامه دهخداجوشن . [ ج َ ش َ ] (اِخ ) کوهی است مشرف به حلب و در مغرب آن قرار دارد. در دامنه ٔ این کوه مقابر و مشاهدی است از شیعه . شعراء حلب ازآن بسیار یاد کرده اند. رجوع ب
جوشنلغتنامه دهخداجوشن . [ ج َ ش َ ] (ع اِ) سینه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (برهان ). || میانه ٔ شب یا اول آن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). دل شب یعنی نصف شب . (برهان ).
جوشنلغتنامه دهخداجوشن . [ ج َش َ ] (اِخ ) ابن منظوربن بعجة. کسی است که عرب در کرم و شجاعت به وی مثل زنند. (صبح الاعشی ج 1 ص 333).
کشنلغتنامه دهخداکشن . [ ک ُ ش َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در 4 هزارگزی باختر شیراز. با 1002تن سکنه . آب آن از چشمه وراه آن فرعی است . (از فر