پرسش که ـ چهدارwh-questionواژههای مصوب فرهنگستانیکی از انواع جملههای پرسشی که با پرسشواژه ساخته میشود
پرسشواژهwh-wordواژههای مصوب فرهنگستانهریک از واژههای طبقهای از واژهها مانند چه، کدام، کجا، که برای پرسش به کار میروند متـ . واژۀ پرسشی question word,interrogative word
حرکت پرسشواژهwh-movementواژههای مصوب فرهنگستانقاعدهای گشتاری در برخی از زبانها که گزارۀ پرسشواژهای را به جایگاه آغازین جمله میآورد
صأکلغتنامه دهخداصأک . [ ص َ ءَ ] (ع اِ) بوی گند که از عرق تن شخصی آید. || (مص ) چسبیدن . || بسته شدن خون . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
وصالغتنامه دهخداوصا. [ وَ ] (ع اِ) ج ِ وَصایَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به وصایة شود. || ج ِ وصاة.(اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وصاة شود.
صالغتنامه دهخداصا. (اِخ ) شهری است به مصر منسوب به صابن مصربن بیصربن حام بن نوح . (از معجم البلدان ).
وصاءلغتنامه دهخداوصاء. [ وَص َءْ ] (ع مص ) ریمناک و چرکین گردیدن . (منتهی الارب ). چرکین گردیدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
صأصاءةلغتنامه دهخداصأصاءة. [ ص َءْ ص َ ءَ ] (ع مص ) نگریستن خواستن سگ بچه پیش از چشم گشادن . یقال : صأصاء الجرو؛ اذا حرک عینیه قبل التفتیح او کاد یفتحهما. و فی الحدیث فقحنا و صا