وصیدلغتنامه دهخداوصید. [ وَ ] (ع اِ) آستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آستانه ٔدر. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). پیشگاه سرای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم ا
وصیدفرهنگ انتشارات معین(وَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - آستانه ، پیشگاه سرای . 2 - حظیره ای که از ساقه های درخت سازند. 3 - حظیره مانندی که در کوه از سنگ سازند جهت ستوران .
صیدلغتنامه دهخداصید. [ ص َ ] (اِخ ) کوه بزرگ و مرتفعی است به یمن در مخلاف جعفر و در قله ٔ آن حصاری است موسوم به سماره . (معجم البلدان ).
صیدلغتنامه دهخداصید. [ ص َ ] (ع اِ) شکار. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). آنچه بگیرند از وحش و جز آن . (مهذب الاسماء). شکاری . (مجمل اللغة). نخجیر : جمله صید این جهانیم ای پسرما