وصیةلغتنامه دهخداوصیة. [ وَ صی ی َ ] (ع اِ) شاخ خرما که بدان پشتواره بندند. (منتهی الارب ). ج ، وصی . (منتهی الارب ). || اسم است ایصاء را. (اقرب الموارد). اندرز.(منتهی الارب ) (
توصیة کنش ترمزیbraking action advisoriesواژههای مصوب فرهنگستانآخرین وضعیت باند از نظر ترمزگیری که پس از دریافت گزارش کنش ترمزی نامناسب یا رو به اُفت، در شرایط بد جوّی، برای خلبانان پروازهای ورودی و خروجی صادر میشود
خصوصیةلغتنامه دهخداخصوصیة. [ خ ُ / خ َ صی ی َ ] (ع مص ) خاص کردن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). مصدر دیگریست برای «خص » و «خصوص ».
خلوصیةلغتنامه دهخداخلوصیة. [ خ ُ صی ی َ ] (ع اِمص ) پاکدامنی . تدین . صداقت . اخلاص . || صافی . (ناظم الاطباء).
لصوصیةلغتنامه دهخدالصوصیة. [ ل ُ صی ی َ ] (ع مص ) لصوصة. لصاص . لصص . لصوص . دزدیدن . (منتهی الارب ). دزدی .