ورافتادهلغتنامه دهخداورافتاده . [ وَ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) منسوخ . که باب نیست . از باب افتاده . از مد افتاده .
دورافتادهلغتنامه دهخدادورافتاده . [ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) دورمانده از کسی یا جایی : غریب ؛ دورافتاده از مسکن . (دهار).- دورافتاده از وطن ؛ جلای وطن کرده . (یادداشت مؤلف ). || ک