اِجْتِماعُ تَحْضيري (تَمْهيدي)دیکشنری عربی به فارسیجلسه تمهيدي , نشست مقدماتي , نشست تمهيدي , جلسه مقدماتي
وَرِيدِفرهنگ واژگان قرآنرگ گردن (کلمه وريد به معناي رگي است که از قلب جدا شده و در تمامي بدن منتشر ميشود ، و خون در آن جريان دارد . بعضي هم گفتهاند : به معناي رگ گردن و حلق است . در عب
رئدلغتنامه دهخدارئد. [ رِءْدْ ] (ع اِ) همزاد، و شاید همزه نگیرد.(از متن اللغة) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از المنجد). || نزدیک به همسن . (از متن اللغة). || ضیق و تنگ از هر چیز.