ورجاوندلغتنامه دهخداورجاوند.[ وَ وَ ] (ص مرکب ) ارجمند. برازنده . || دارای فره ایزدی . خداوند ارج . (فرهنگ فارسی معین ).
ورجاوندفرهنگ نامها(تلفظ: varjāvand) (اوستایی ، پهلوی) بلند پایه و برازنده و ارجمند ؛ (به مجاز) ورجمند و دارای فرهی ایزدی .
اگرچندلغتنامه دهخدااگرچند. [ اَ گ َ چ َ ] (حرف ربط مرکب ) مرکب از «اگر» و «چند». (مؤید الفضلاء). کلمه ٔ شرط و علاقه . (ناظم الاطباء) : اگرچند جان و تن ما گدازی وگر چند دین و دل م
کاوند رِناییRNA probeواژههای مصوب فرهنگستانقطعۀ کوتاه و ویژهای از رِنا که بهعنوان کاوند در آزمایشهای دورگهسازی به کار میرود
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،