وسترنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی فیلم با صحنههای زدوخورد و تیراندازی که نمایشگر زندگی کابویهای غرب امریکا است.
سترنگلغتنامه دهخداسترنگ . [ س َ رَ ] (اِ)مردم گیا و آن رستنی باشد شبیه به آدمی و در زمین چین روید. گویند نگون سار بود چنان که ریشه اش بمنزله ٔ موی سر آدمی باشد نر و ماده دست در گ
سترنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= استرنگ: ◻︎ همیشه تا به زبان گشاده از دل پا ک / سخن نگوید همچون تو و چو من سترنگ (فرخی: ۲۰۸).
سترنگللغتنامه دهخداسترنگل . [ س ْ تْرُ ] (فرانسوی ، اِ) یک نوع کرم است انگل لوله ٔ گوارش پستانداران مخصوصاً گوسفند و خوک و سگ و اسب . (از جانورشناسی سیستماتیک تألیف آزرم ص 195).