وستالغتنامه دهخداوستا. [ وَ ] (اِ) ستایش خالق و خلق . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). ستایش خدا. (غیاث اللغات ). ستایش و شکر خالق . (ناظم الاطباء). || (اِخ ) به وزن و معنی استا
وستافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = اَوِستا: ◻︎ چو گلبن از گل آتش نهاد و عکس افکند / به شاخ او بر درّاج گشت وستاخوان (خسروانی: شاعران بیدیوان: ۱۱۹).۲. ستایش خداوند.
ستاکفرهنگ مترادف و متضاد۱. بن، ریشه، اصل، بیخ ۲. ماخذ، منبع، منشا، سرچشمه ۳. شاخه نورسته، شاخه درخت ۴. شاخه تازه تاک
چستالغتنامه دهخداچستا. [ چ ُ ] (ص ) تنگ . (ناظم الاطباء). || چست و استوار. (ناظم الاطباء). محکم . || لباس خوشنما و خوش نشست . (ناظم الاطباء). جامه ٔ باندام . جامه ٔ خوشدوخت و خو
کستاجلغتنامه دهخداکستاج . [ ک َ ] (اِ) کاسنی را گویند و آن رستنی باشد دوایی که آن را هندبا خوانند. (آنندراج ).