وسیقلغتنامه دهخداوسیق . [ وَ ] (ع اِ) باران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مطر. (اقرب الموارد). || (مص )راندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموا
سیقلغتنامه دهخداسیق . [ س َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ابر بی باران که باد آنرا راند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ابر بی آب . (مهذب الاسماء).
کسیقونلغتنامه دهخداکسیقون .[ ک َ ] (معرب ، اِ) نوعی از سوسن صحرائی . (ناظم الاطباء). گلایل (و کلمه معرب است ). (فرهنگ فارسی معین ).
سیقةلغتنامه دهخداسیقة. [ س َی ْ ی ِ ق َ ] (ع اِ) ستور که دشمن آنرا به غارت رانده باشد. (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). || ستور و جزو آن که در پس آن صائد پنهان شود جه
وسیقةلغتنامه دهخداوسیقة. [ وَ ق َ ] (ع اِ) گله ٔ شتران هم سفر، و این در شتر مانند رفقه است در انسان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). فاذا سرقت طردت معاً
سیقالغتنامه دهخداسیقا. (اِ) اِوَزّ. خربط. نام قسمی از مرغان آبی . (یادداشت مؤلف ): و به طعم خوشتر جگری که در جهان است جگر سیقا بود.(الابنیه عن حقایق الادویه ). اما بط و سیقا گر
حافظۀ پویای همزمانSynchronous Dynamic Random Access Memoryواژههای مصوب فرهنگستاننوعی حافظۀ پویای سریع که همزمان با پردازش بخشی از اطلاعات، بخش دیگری را برای دستیابی بعدی آماده میکند اختـ . حافظۀ همزمان SDRAM