وقدلغتنامه دهخداوقد. [ وَ ] (ع مص ) افروخته شدن آتش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
وقدلغتنامه دهخداوقد. [ وَ ق َ ] (ع مص ) افروخته شدن آتش . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِ) آتش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
قدلغتنامه دهخداقد. [ ق ِدد ] (ع اِ) ظرفی است چرمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: ما له قد و لاقِحْف ٌ؛ ای اناء من جلد و اناء من خشب . (منتهی الارب ). || تازیانه . || دوا
قدلغتنامه دهخداقد. [ ق ُدد ] (ع اِ) ماهی است دریائی .(منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی ماهی معروف به بکلاء که در اقیانوس اطلس و دریای بالتیک زندگی میکند. تازه ٔ آن سبزه ٔ خاکستر
قدلغتنامه دهخداقد. [ق َ ] (ع حرف ) و این مختص است به فعل متصرف خبری مثبت و مجرد از جازم و ناصب و حرف تنفیس و دارای شش معنی است : 1 - توقع، چون قد یقدم الغائب و این برای کسی گف
تداخل رِناییRNA interference, RNAi, RNA-mediated interference, post transcriptional RNA gene silencingواژههای مصوب فرهنگستانفرایند غیرفعال شدن یک رونوشت که با تداخل رِناهای تداخلگر کوچک صورت میگیرد متـ . رِناخاموشی RNA silencing