دپاکنیواژهنامه آزاددهن کجی . [دَ] [کُ] لوچه پیچک . عملی که کودکان کنند استهزاء کسی را با کج کردن دهان و بعض پاره های روی . ادا. شکلک . عمل والوچانیدن کسی را. دهان و خطهای روی را ب
دپاپلغتنامه دهخدادپاپ . [ دِ پ َ ] (اِخ ) بنابر آنچه در باج پران آمده است نام یکی از نهرهای ارض وسطی است که بدریا ریزد. (بیرونی ماللهند ص 131).
دپایهلغتنامه دهخدادپایه . [ دَ ی َ / ی ِ ] (اِ) دبستان و مکتب . (ناظم الاطباء) (شعوری ج 1 ورق 426). اما جای دیگر دیده نشد.