ودنلغتنامه دهخداودن . [ وَ ] (ع مص ) وِدان . تر کردن . (تاج المصادر بیهقی ). تر کردن چیزی و تر نهادن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). || زیر خاک کردن
ودنلغتنامه دهخداودن . [ وَ دَ] (ع مص ) فرزند لاغر زادن زن . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و فعل آن از باب سمع آید. (ناظم الاطباء).
دنولغتنامه دهخدادنو.[ دُ ن ُ و و ] (ع مص ) نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (غیاث ). نزدیک آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). اِدّناء. (المصادر زوزنی ). رجوع به ادناء شود
دنولغتنامه دهخدادنو. [ دُ ن ُوو ] (ع اِمص ) قرب . نزدیکی . (آنندراج ) (غیاث ). || خویشی و قرابت . (منتهی الارب ).