وندالغتنامه دهخداوندا. [ وَ ] (اِ) به لغت ژند و پاژند، خواهش و خواسته . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا).
ونداواژهنامه آزادامید - آرزو وٍندا به معنی آرزو و آمال می باشد وندا یکی از طوایف و مستقل ترک در فارس بود که در دوره فتحلی شاه قاجار استقلال آن در هم ریخته شد و این طایفه بین ایل
وندافرهنگ نامها(تلفظ: vandā) (در زند و پازند) خواهش و خواسته ؛ (در اوستا) ستایش کننده ، نیایش کننده .
کندأولغتنامه دهخداکندأو. [ ک ِ دَءْوْ ] (ع ص ) شتر درشت فربه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کنداولغتنامه دهخداکنداو. [ ک ُ ] (ص ، اِ) کندا. کاهن : و بسیاری از این کنداو و فال گویان و زجر و کسانی که در شانه گوسفند نگرند. (مجمل التواریخ والقصص ص 103). رجوع به کندا شود.