وندیدادلغتنامه دهخداوندیداد. [ وَ ](اِخ ) (آئین ضد دیوان ) از آفرینش جهان و پاکیزگی و طهارت و نگهبانی آب و پرهیز از مردار و کفاره و جز آن بحث میکند و بخشی از اوستای فعلی است . (یاد
وندیدادفرهنگ انتشارات معین(وَ) [ په . ] (اِ.) قانون ضد دیو؛ نامِ نوزدهمین نسک از اوستای قدیم که شامل بیست دو بخش یا فرگرد است .
وندیدادفرهنگ نامها(تلفظ: vandidād) (اوستایی) به معنی قانون ضد (علیه) دیو ؛ وندیداد یکی از پنج بخش اوستای موجود است ولی در مراسم دینی خوانده نمیشود .
ندیدبدیدلغتنامه دهخداندیدبدید. [ ن َ ب َ ] (ص مرکب ، از اتباع ) تازه به دوران رسیده . تازه به عرصه رسیده . نوخاسته . نودولت . نوکیسه .- امثال : ندیدبدید وقتی که دید به خودش چسید .|
ندیدبدیدیلغتنامه دهخداندیدبدیدی . [ ن َ ب َ ] (حامص مرکب ) نوکیسگی . نودولتی . تازه به دوران رسیدگی . صفت ندیدبدید. رجوع به ندیدبدید شود.
ندیدبدیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه اخلاق و رفتار مردم نوکیسه و نظرتنگ را دارد؛ شخص نوکیسه و نظرتنگ.