وناشلغتنامه دهخداوناش . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان الموت بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در 65 هزارگزی راه عمومی . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن 51
ناشلغتنامه دهخداناش . (اِ) گریه . ناله . زاری . فریاد. (ناظم الاطباء). محتملا تحریف شده ٔ نالش است .
ناشلغتنامه دهخداناش . (اِخ ) دهی ازبلوک خورگام دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت .در 47هزارگزی مشرق رودبار و 17هزارگزی مغرب دیلمان و در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و
جناشکلغتنامه دهخداجناشک .[ ج َ ] (اِخ ) از قلعه های بسیار بلند و استوار و معروف استراباد و گرگان است . (معجم البلدان ) (مراصد).
کناشلغتنامه دهخداکناش . [ ک ُن ْ نا ] (ع اِ) خلاصه . ملخص . تلخیص . اختصار. وجیزه : کناش فخر رازی . و شاید به معنی اصول باشد و شاید به معنی مطالبی بی سامان و بی ترتیب در کتابی ن
ناشکلغتنامه دهخداناشک . [ ش ِ ] (ص ، اِ) قرض دار. وامدار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). قرض دار را گویند و نشنک و نلشک نیز گفته اند، و ناشنک به کسر شین هم در رشیدی آورده اما در د