وارانلغتنامه دهخداواران . (اِ) آرنج . مرفق . (ناظم الاطباء). وارن . (فرهنگ نظام ). بندگاه زیر بازو و آرنج . رجوع به وارن شود.
وارانلغتنامه دهخداواران . (اِخ ) قصبه ای است جزء دهستان جاسب از بخش دلیجان شهرستان محلات که در 24 هزارگزی شمال خاوری دلیجان واقع شده است . ناحیه ای است کوهستانی سردسیر ودارای 180
وارانلغتنامه دهخداواران . (اِخ ) نامی که مورخان یونان به پادشاهان ایرانی که نامشان بهرام بوده است میداده اند. (قاموس الاعلام ترکی ). کلمه ٔ بهرام در اوستا ورثرغن [ وَ رِ غ َ ن َ]
وارانلغتنامه دهخداواران . (اِخ ) یاقوت گوید: از دهکده های تبریز است و در یک فرسنگی آن است . (از معجم البلدان ).
ارانلغتنامه دهخدااران . [ اَ ] (اِخ ) جزیره ای در اسکاتلند بمسافت پنج میلی مشرق کنتیر و سیزده میلی مغرب اسکاتلند و بین آن دو خلیج کلَید فاصله است و معظم طول آن قریب 21 میل و عرض
ارانلغتنامه دهخدااران . [ اَ ] (اِخ ) از نواحی کارکَنده ساری . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 121 و 129).