نمایۀ پروتئینی انسانhuman protein index, HPIواژههای مصوب فرهنگستانفهرست توصیفی جامعی از پروتئینهای یاختهها و بافتها و اندامهای انسان اندیشورز
واحهلغتنامه دهخداواحه . [ ح َ ] (ع اِ) (اصطلاح جغرافیایی ) واح . آبادی که در وسط ریگزار قرار دارد و آن لفظی است منقول از لغت مصری . (المنجد). رجوع به واح و واحات شود.
واحهفرهنگ نامها(تلفظ: vāhe) (معرب از قبطی) (در جغرافیا) مکانی سرسبز و پر آب و گیاه در وسط بیابان ؛ منطقهی آبادی که در میان کویر قرار دارد .
علقمه ٔ نواحهلغتنامه دهخداعلقمه ٔ نواحه . [ ع َ ق َ م َ ی ِ ن َوْ وا ح َ ] (اِخ ) ابن اسلم بن مرثدبن زیدبن اعلس بن علقمةبن ذی حدن اکبر، مشهور به مطموس ، و بواسطه ٔ اینکه غالب اشعارش در م
ابورواحهلغتنامه دهخداابورواحه . [ اَ رَ ح َ ] (اِخ ) یزیدبن ایهم . محدث است و صفوان بن ابی عمرو از وی روایت کند.
احجوهلغتنامه دهخدااحجوه . [ اُ ج ُوْ وَ ] (ع اِ) احجیه . چیستان . لغز. اغلوطة. و رجوع به احجیه شود. ج ، اَحاجی .