واپاواژهنامه آزاد(بجستان) مراقب بودن؛ درگیر کسی یا چیزی بودن. مثلاً گفته می شود:«من به بچه واپا هستم». یعنی درگیر کارهای بچه هستم. (بجستانی) واپای کسی یا چیزی بودن:مشغول به کسی
کاپالغتنامه دهخداکاپا. (اِ) نام حرف دهم است از حروف یونانی و نماینده ٔ ستاره های قدر دهم (در هیئت و نجوم ) و صورت آن این است : X .
چاپاکواژهنامه آزاد(زبان پاک) مرکب از چاپ و اک؛ به معنی آنچه چاپ کنند، نوشته های چاپی، نشریه، مانند خوارک (آنچه بخورند) و پوشاک (آنچه بپوشند). || چاپاک ها:مطبوعات.
کاپافرهنگ انتشارات معین(اِ.) نام حرف دهم از الفبای یونانی است و چنین نوشته شود: X - و در نجوم آن نمایندة ستاره های قدر دهم است .