واتانلغتنامه دهخداواتان .(اِخ ) کرسی نشین کانتون «اندر» ناحیه «ایسودن » فرانسه که دو هزار و یکصد تن جمعیت دارد. کلیسای «سن لوریان » از قرن یازدهم در آن شهر بر جا مانده است .
اتانلغتنامه دهخدااتان .[ اَ / اِ ] (ع اِ) خر ماده . ماچه خر. ماچه الاغ . ماده خر. (مهذب الأسماء). خرماچه . ماچه حماره . اُم ﱡحِلس . و شیر او مسلولان را بغایت نافع است . و اتانة
کاتانلغتنامه دهخداکاتان . (اِخ ) شهر و بندر صقلیه (سیسیل ) در ساحل شرقی که اغلب اوقات از آتشفشان «اتنا» خراب و ویران میگردد. سکنه 245700 تن است . محصول آنجا پوست حیوانات . انواع
اتانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگازی فرّار، بیرنگ، بیبو، و قابل اشتعال که به عنوان سوخت و نیز در بعضی از یخچالها به عنوان عامل سرمازا به کار میرود.