hidدیکشنری انگلیسی به فارسیمخفی شده، مخفی کردن، پنهان کردن، نهفتن، پنهان شدن، مخفی نگاه داشتن، پوشیدن، پوست کندن، ابشتن، خود را پنهان ساختن
واهیدیکشنری فارسی به انگلیسیairy, chimerical, fantastic, fond, ignis fatuus, illusory, insubstantial, Utopian, shadowy, vain, wishful
واهیلغتنامه دهخداواهی . (ع ص ) سست .(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (دهار). واهن . (مهذب الاسماء). ضعیف . (یادداشت مرحوم دهخدا) : تدبیری دیگر ساختند در برانداختن خوارزم
واهیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ویژگی آنچه حقیقت ندارد؛ غیرواقع؛ بیپایه.۲. [قدیمی] فروهشته و ضعیف؛ سست
کاهیلغتنامه دهخداکاهی . (ص نسبی ) به رنگ کاه .رنگی بین زرد و سفید. (یادداشت مؤلف ) : مرا ز نان جو خویش رنگ کاهی به که از شراب حریفان سفله گلناری . امیدی رازی .|| از جنس کاه . |