hulksدیکشنری انگلیسی به فارسیکوچه ها، کشتی سنگین و کندرو، کشتی، بدنه کشتی، لاشه کشتی، تنه کشتی، بزرگ بنظر رسیدن، با سنگینی و رخوت حرکت کردن
ادمنستنلغتنامه دهخداادمنستن . [ اِ م ُ ت ُ ] (اِخ ) ناحیه ایست به اتازونی (کنتوکی )، مساحت آن 5700 هزار گز مربع و دارای 8000 سکنه . کرسی آن برُنسویل و غار مشهور به ماموت در این ناح
ارمنستان صغیرلغتنامه دهخداارمنستان صغیر. [ اَ م َ ن ِ ن ِ ص َ ] (اِخ ) رجوع به ارمنستان و ارمنیّه شود.
ارمنستان کبیرلغتنامه دهخداارمنستان کبیر. [ اَ م َ ن ِ ن ِ ک َ ] (اِخ ) رجوع به ارمنستان و ارمنیّه شود.
امنسلغتنامه دهخداامنس . [ اَ م ِن ِ ] (اِخ ) منشی اسکندر مقدونی که در لشکر به هند همراه وی بود. (از ایران باستان پیرنیا ج 2 ص 1082).