ایسولغتنامه دهخداایسو. (اِخ ) یکی از هفت ولایت روس قدیم است که در داستانهای نظامی آمده است : از ایسو کمربسته گردنکشی برون زد جنیبت چو تندآتشی . نظامی .ز ایسو زمین تا بخفچاق دشت
ایسلغتنامه دهخداایس . [ اَ ] (ع مص ) ناامید شدن . (منتهی الارب ). نومید شدن و آن مقلوب یأس است . (آنندراج ). ناامید و مأیوس شدن . (ناظم الاطباء). || نرم گردیدن . (از منتهی ال
ایسوسلغتنامه دهخداایسوس . (اِخ ) شهر قدیم انتهای جنوب شرقی کیلیکیا در آسیای صغیر. در آنجا اسکندر مقدونی داریوش سوم را شکست داد (333 ق .م .) و هراکلیوس سپاهی از ایرانیان را مغلوب