واشقانلغتنامه دهخداواشقان . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان فراهان بالا از بخش فرمهین شهرستان اراک که در 22 هزارگزی شمال شرقی فرمهین واقع است ، ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و دا
اشقانلغتنامه دهخدااشقان . [ اَ ] (اِخ ) معرب اشکان . رجوع به اشکان و فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 16 شود.
اشقانلغتنامه دهخدااشقان . [ اِ ] (ع مص ) کم شدن مال کسی . || کم دادن . || کم کردن . (منتهی الارب ). کم کردن عطیه . (اقرب الموارد).
اشقانیانلغتنامه دهخدااشقانیان . [ اَ ] (اِخ ) معرب اشکانیان . رجوع به اشکانیان و اشغانیان و فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 16 و 19 شود.