ولچلغتنامه دهخداولچ . [ وَ / وِ / وَ ل َ ] (اِ) ولج . (برهان ). ورتیچ . بلدرچین . کرک . رجوع به ولج شود.
کللغتنامه دهخداکل . [ک ُ ] (ع اِ) مخفف کُل ّ بهمان معنی است : طبع هر جزوی که هست آخر سوی کل مایل است . کاتبی .دین ودل را کل بدو بسپرد خلق پیش امر و نهی او میمرد خلق .مولوی .