ویستهملغتنامه دهخداویستهم . [ ت َ ] (اِخ ) گستهم . بسطام . (یادداشت مرحوم دهخدا از ایران در زمان ساسانیان ). در پهلوی ویستخم یا ویستهم ، این نام در اوستا به قول دارمستتر به صورت و
کویستهلغتنامه دهخداکویسته . [ ک ُ ت َ / ت ِ ](ن مف ) غله ٔ کوفته شده را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کوفته شده (غله و مانند آن ). (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) دو طرف
گویستهلغتنامه دهخداگویسته . [ گ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) کوفته شده باشد. (برهان ). غله ٔ کوفته شده . (جهانگیری ) (شعوری ). صورت صحیح کلمه کویسته است . رجوع به کوبسته و کویسته شود.