سامانۀ پاشش مستقیمdirect injection system, direct injection, DI 2واژههای مصوب فرهنگستانسامانهای برای مخلوط کردن سوخت و هوا که سوخت را مستقیماً به داخل محفظۀ احتراق میپاشد
گیرانش مستقیمdirect ignition, DI 3واژههای مصوب فرهنگستاندر موتورهای دیزلی، گیرانش با پاشش مستقیم سوخت به درون محفظۀ احتراق
مسیربان داروdiversion investigator, DI 4واژههای مصوب فرهنگستانمأمور رسیدگی به مسائل مسیرگردانی داروهای تحت نظارت
ویهلغتنامه دهخداویه . [ وَی ْه ْ / -وی َ ] (پسوند) پسوندی است دال بر معانی ذیل : 1- تصغیر و استعطاف : بالویه . 2- شباهت و مانندگی : سیبویه ، مشکویه . 3- دارندگی ، صاحبی : برزوی
ویهلغتنامه دهخداویه . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی است جزء بلوک فاراب دهستان عمارلو از بخش رودبار شهرستان رشت . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
ویهفرهنگ انتشارات معین(وُ یَ یا یِ) [ معر. ] (پس .) پسوند دال بر معانی ذیل : 1 - تصغیر و استعطاف : بالویه . 2 - شباهت و مانندگی : سیبویه . 3 - دارندگی ، صاحبی : برزویه .
وجیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جمیل، خوشگل، زیبارو، زیبا، صبیح، قشنگ ۲. رئیس، سرکرده، مهتر ۳. معتبر، مقبول، موردتوجه، وجیهالمله، ≠ زشت