ویشتاسبواژهنامه آزادویشتاسب به چم (:معنی) پیشتاز بوده و به وسپوهری گفته میشد که با اسبی در پیشاپیش سپاه پارسیان حرکت میکرد. ویشتاسب به چم(:معنی) پیشتاز می باشد چون در زمان پادشاهی
ویشتاسبفرهنگ نامها(تلفظ: vištāsb) (= گشتاسب) به معنی دارندهی اسب چموش و رَمو ؛ ( در اعلام) پسر ارشامه و پدر داریوش اول پادشاه بزرگ هخامنشی .
یشتاسبلغتنامه دهخدایشتاسب . [ ] (اِخ ) گشتاسب . (یادداشت مؤلف ). وشتاسب . رجوع به گشتاسب و مقدمه ٔ ابن خلدون ص 6 و تجارب الامم ص 53 و 54 شود.
خویشتابلغتنامه دهخداخویشتاب . [ خوی / خی ] (اِخ ) نام آتشکده ٔ خودسوز است و گویند که آن بی مددی همیشه افروخته بودی . (از انجمن آرای ناصری ).
پشت ویشتاسپانلغتنامه دهخداپشت ویشتاسپان . [ پ ُ ] (اِخ ) بمعنی پشت و پناه گشتاسب است و اسم دیگری است از برای کوه ریوند. در فقره ٔ 34 فصل 12 بندهش مندرج است : «کوه گناود (گُناباد) در نه ف