کویژلغتنامه دهخداکویژ. [ ک َ ] (اِ) به معنی پیمانه ،و قفیز معرب کویژ است . (انجمن آرا). کیل [ ک َ / ک ِ ]باشد، و آن پیمانه ای است که چیزها بدان پیمایند و به عربی قفیز خوانند. (ب
کیژلغتنامه دهخداکیژ. (اِخ ) شهری است به ناحیت پارس ، و اندر وی حصاری است استوار. (حدود العالم چ دانشگاه ص 125).
گویژلغتنامه دهخداگویژ. [ گ َ / گ ِ ] (اِ) ظاهراًمصحف و مبدل کویژ است که معرب آن قفیز باشد و آن کیل و پیمانه ای است که چیزها بدان وزن کنند و پیمایند.(از برهان قاطع). کفیز. کویژ.