تایر پُربارextra load, XL, extra load tyre, reinforced tyre, RFواژههای مصوب فرهنگستاننوعی تایر سواری که بیشینۀ فشار باد آن میتواند بیش از تایرهای بارمتعارف باشد و به همین دلیل، ظرفیت حمل بار آن بیشتر است
قؤوبلغتنامه دهخداقؤوب . [ ق َ ] (ع ص ) مرد بسیار آبخوار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || اناء قؤوب ؛ آوند بسیار آبگیر. قَوْاءَب . قَوْاءَبی ّ. (منتهی الارب ). رجوع به قوأبی
قوبلغتنامه دهخداقوب . [ ق َ ] (ع مص ) گریختن . || نزدیک آمدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). از اضداد است . || زمین کندن . || شکافتن مرغ بیضه را.
قوبلغتنامه دهخداقوب . (ع اِ) چوزه ٔ مرغ . (فهرست مخزن الادویه ). چوزه . (منتهی الارب ). جوجه . فَرخ . (از اقرب الموارد). ج ، اقواب . و به همین معنی است این مثل : تخلصت قائبة من
قوبلغتنامه دهخداقوب . [ ق ُ وَ ] (ع اِ) پوست بیضه . (منتهی الارب ). قشورالبیض . (اقرب الموارد). قشرالبیض وبه فارسی پوست سخت تخم مرغ . (فهرست مخزن الادویه ).
وقوبلغتنامه دهخداوقوب . [ وُ ] (ع مص ) فرودآمدن تاریکی . (آنندراج ). درآمدن تاریکی شب . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (المصادر زوزنی ). پنهان شدن و فرودشدن آفتاب .