ابوللغتنامه دهخداابول . [ اُ ] (ع اِ) گله یا گروهی از پرندگان . || گروهی از اسبان . || گروهی اشتران . || پی درپی آینده از ایشان . ج ، ابابیل .
ابوللغتنامه دهخداابول . [ اُ ] (ع مص ) بالا کشیدن و دراز شدن گیاه بآن حدّ که شتر تواند چرید. || بعلف بسنده کردن شتر از آب . بسنده کردن ستور بگیاه تر از آب . (تاج المصادر بیهقی )
ابولولغتنامه دهخداابولو. [ اُ ب ُ ل ُ ] (از یونانی /لاتینی ، اِ) (از یونانی اُبلُس و لاطینی ابولوس ) اُبولوس . در اوزان طبی ، مقدار سه قیراط که معادل دوازده جو میانه است . وزنی م
کابوللغتنامه دهخداکابول . (اِخ ) دهی است میان طبریه و عکا. (منتهی الارب ). موضعی است در اشیر. (صحیفه ٔ یوشع 19:27) و همان کابول حالیه است که بمسافت ده میل به طرف جنوب شرقی عکا وا