وَلِيِّـيَفرهنگ واژگان قرآنصاحب اختيارمن- سرپرست من- دوست اداره کننده ی امور من(کلمه ولي از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه
وَلِيِّيفرهنگ واژگان قرآنصاحب اختيارمن- سرپرست من- دوست اداره کننده ی امور من(کلمه ولي از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه
عِلِّيِّينَفرهنگ واژگان قرآنجاهايي يا چيزهايي که داراي علو(برتري) روي علو ديگر و يا به عبارتي علو دو چندانند
لَا يَيْأَسُفرهنگ واژگان قرآننا امید نمی شوند - مأیوس نمی شوند(يأس به معناي قطع شدن طمع آدمي است از امري که بدان طمع داشته)
لَمْ يَيْأَسِفرهنگ واژگان قرآننا امید نشده و نمی شوند - مأیوس نشده و نمی شوند(يأس به معناي قطع شدن طمع آدمي است از امري که بدان طمع داشته .عبارت"أَفَلَمْ يَيْأَسِ ﭐلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن لّ