وجحلغتنامه دهخداوجح . [ وَ ] (ع مص ) پیدا و آشکار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پیدا و آشکار شدن و ظاهر گردیدن . (ناظم الاطباء).
وجحلغتنامه دهخداوجح . [ وَ ج َ ] (ع اِ) سمج مانندی است . (منتهی الارب ) شبه الغار. (اقرب الموارد) (المنجد). جایی مانند غار. (ناظم الاطباء).
حَجَّفرهنگ واژگان قرآنقصد کرد-قصد کردن(چون هرکس که بخواهد همان مناسکي را که حضرت ابراهيم عليه السلام انجام دادبه جا آورد،بايد قصد خانه خداکند به اين اعمال نيز "حج"مي گويند)