فرخوردیزهلغتنامه دهخدافرخوردیزه . [ ف َ زَ ] (اِخ ) قریه ای است در یک فرسخی نسف . (معجم البلدان ). از قراء نسف است . (سمعانی ).
پیراگُردیزهایparanephric 2واژههای مصوب فرهنگستانمربوط به ناحیۀ نزدیک به کلیه، ولی خارج از پوشش آن و در فضای صفاقی
پَراگُردیزهایperinephric, perirenalواژههای مصوب فرهنگستانمربوط به ناحیۀ نزدیک به کلیه، و در داخل پوشش آن
جاکردیزهلغتنامه دهخداجاکردیزه . [ ک َ زَ ] (اِخ ) نام محلی بزرگ به سمرقند. (معجم البلدان ). و بدانجا گورستانی است و قبر ابوالقاسم اسحاق بن محمدبن اسماعیل عارف سمرقندی بدانجا است .