گرمکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه، کالریبخش، نیروزا، آتشزا، گرمازا، محرق، سوزاننده گازوییلی، نفتی، ذغالی، هیزمسوز، الکلی، خورشیدی سوزشآور [آتشافروز، آتشمزاج ◄ عصبانی، خان
جِرمگرفتگیfoulingواژههای مصوب فرهنگستان[خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] نشست و تجمع ذرات بر سطوح تبادلگر گرما [خوردگی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] چسبیدن جانداران دریایی به بد
جرمگرفتگی غشاmembrane foulingواژههای مصوب فرهنگستانجمع شدن مواد در سطح غشا یا در بین منافذ آن بهطوریکه باعث کاهش شار عبوری از غشا و تضعیف عملکرد سامانه شود
جرمگیرdirt collector, mass haul curve1واژههای مصوب فرهنگستانافزارهای در سامانة ترمز واگنهای باری برای جلوگیری از گذر مواد اضافی به شیر اطمینان (control valve)