گرمجانلغتنامه دهخداگرمجان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دوغائی بخش حومه ٔ شهرستان قوچان واقع در 36 هزارگزی جنوب قوچان و 10 هزارگزی جنوب جاده شوسه ٔ عمومی قوچان به مشهد. هوای
جرمگانلغتنامه دهخداجرمگان . [ ] (اِخ ) شهرکی است [ از خراسان ] با کشت و برز بسیار و آبادان و اندر میان کوه و دشت نهاده از حدود نیشابور است . (از حدود العالم چ دانشگاه ص 90). و رجو
کرمجگانلغتنامه دهخداکرمجگان . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قهستان بخش کهک شهرستان قم . کوهستانی و سردسیر است و 2200 تن سنکه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کرمجوانلغتنامه دهخداکرمجوان .[ ک ِ ج ُ وا ] (اِخ ) دهی است از دهستان آلان براغوش بخش آلان براغوش شهرستان سراب . کوهستانی و معتدل است و 636 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
گرمجوانلغتنامه دهخداگرمجوان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در24 هزارگزی خاور مراغه و 5 هزارگزی شمال راه ارابه رو مراغه به قره آغاج . هوای آن
رموانلغتنامه دهخدارموان . [ رَ م َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) رمه بان . صاحب فرهنگ شعوری آرد: بمعنی چوپان است و آن مرکب است از رمه و وان یا بان ، و «ه » در ترکیب حذف شده است .
راهآبگویش خلخالاَسکِستانی: gəvl دِروی: âva râ/ gәvl شالی: âva râ کَجَلی: owa râh کَرنَقی: âva râ کَرینی: âva râ کُلوری: âva râ گیلَوانی: gəvl لِردی: ova râ
پادتن حبهایdomain antibody, dAbواژههای مصوب فرهنگستانتکهای از پادتن به طول حدوداً 110 آمینواسیدی که دستکاری شده تا بتواند فقط شامل اولین حلقۀ پپتیدی حبۀ زنجیرۀ سنگین (ناحیۀ VH) و نیز زنجیرۀ سبک (ناحیۀ VL) باشد،